برای دستیابی به وضوح بالا در ترسیم شبکههای مغزی، از تکنیک تصویربرداری انتشار و مسیرنگاری فیبر مبتنی بر واهمپیچش کروی (Spherical deconvolution tractography) استفاده شده که امکان ردیابی دقیق در نواحی دارای تقاطع فیبری را فراهم میکند. دادههای عصبی از ۹ میمون دنیای قدیم (Old World monkeys)، ۴۳ شامپانزه و ۴۳ انسان سالم استخراج و تحلیل شده است. بر اساس لندمارکهای آناتومیک، مسیر FAT در این گونهها به دو بخش پشتی (پیشمرکزی یا Precentral) و جلویی (پیشپیشانی یا Prefrontal) تفکیک شدند. در مطالعه بیماران، دادههای ۹۸ فرد مبتلا به PPA بررسی شد. در این فاز، بخش پیشپیشانی مسیر FAT بر مبنای اتصالات آن با شکنج پیشانی پایینی (IFG) به سه زیربخش ریزتر تقسیم شده است:
▤ @brainlingua ▤
اوربیتالیس (Pars orbitalis)، تریانگولاریس (Pars triangularis) و اوپرکولاریس (Pars opercularis) سپس سنجههای انتشار ریزساختاری مانند ناهمسانگردی کسری (Fractional Anisotropy - FA) محاسبه شده است. توانایی روانی کلام (Spontaneous speech) با استفاده از شاخص کلمات در دقیقه (WPM) در داستانگویی سیندرلا ارزیابی شد. برای سنجش ظرفیت تولید نحو و چیدمان اجزای جمله، از آزمونهای NAVS-SPPT و NAT بهره گرفته شده است.
▤ @brainlingua ▤
یافتهها نشان میدهد که حجم متناسب کل مسیر FAT در مغز انسان بهطور معناداری بزرگتر از میمونها و شامپانزهها است. با این حال، تحلیلهای زیربخشی نشاندهنده دو روند تکاملی کاملاً متفاوت است: بخش پیشمرکزی (Precentral FAT) در گونه انسان و شامپانزه در مقایسه با میمونها کوچکتر شده است. در مقابل، بخش پیشپیشانی (Prefrontal FAT) گسترش چشمگیری را تجربه کرده است؛ بهطوریکه نسبت حجم آن به کل مسیر FAT در میمونها ۱۴ درصد، در شامپانزهها ۶۷ درصد و در انسانها به ۸۶ درصد میرسد. مسیر FAT در میمونها و شامپانزهها بین دو نیمکره مغز تقریبا متقارن است. اما در انسان، این شبکه بهویژه در بخش پیشپیشانی خود دارای جانبیشدگی بسیار بارز بهسمت نیمکره چپ است. این عدم تقارن ساختاری یکی از ویژگیهای منحصربهفرد در تکامل مغز انسان محسوب میشود.
▤ @brainlingua ▤
بررسی مسیرهای ورودی به FAT نشان میدهد که حجم سینگولوم (Cingulum)، که اطلاعات سیستم لیمبیک را برای آواسازیهای درونی منتقل میکند، در هر سه گونه ثابت مانده است. اما طناب هلالی (Arcuate fasciculus) که ورودیهای پیچیده شنوایی و دیداری-فضایی را به قشر پیشانی شکمی-جانبی میآورد، در انسان بهمراتب حجیمتر از نخستیهای غیرانسان است. این گسترش منحصرا در بخش پیشانی-گیجگاهیِ (Fronto-temporal) طناب هلالی مشاهده میشود. تحلیل دادههای بیماران PPA یک شیب آناتومیک-عملکردی واضح را در ناحیه بروکا و مسیرهای متصل به آن آشکار میسازد. نقص در روانی کلام بهطور معناداری با کاهش یکپارچگی ماده سفید در بخش پیشمرکزی و بخش پشتی قشر پیشپیشانی (FAT opercularis) همبستگی دارد. در نقطه مقابل، پردازشهای نحوی وابستگی شدیدی به بخشهای قدامی آشکار میسازند. نشان داده شده است که اختلال در تولید نحو و خطاهای ساختاری در آزمونهای ارزیابی جملات، با تحلیلرفتگی در مسیرهای FAT orbitalis و FAT triangularis ارتباط مستقیم دارد.
▤ @brainlingua ▤
این مطالعه شواهد قدرتمندی در تایید فرضیه تطابق مجدد (Exaptation) ارائه میدهد. شبکه FAT که در نخستیهای غیرانسان برای سازماندهی سلسلهمراتبی رفتار، هماهنگی حرکتی و تولید آواهای غریزی کاربرد داشته است، در طول تکامل انسان دستخوش بازسازیهای گستردهای شده است. از منظر نوروساینس شناختی، همبستگی خطاهای نحوی با بخشهای قدامی مسیر FAT (متصل به نواحی BA45 و BA47 در شکنج پیشانی تحتانی) نشاندهنده تخصصیشدن این مدارها برای پردازشهای واژی-نحویِ خطی و ادغام معنایی-ساختاری است. توسعه حیرتانگیز بخش پیشپیشانی این شبکه در انسان، در پیوند با گسترش مدار AF، بستر نوروآناتومیک حیاتی را برای توالییابی دقیق آواهای گفتاری و گذار از ارتباطات ساده به سیستمهای پیچیده زبان نحوی فراهم آورده است.
















